بودن یا نبودن ...

دوست دارم چشمام رو ، رو همه چیز ببندم تا نبینم دور و ورم چی میگذره ...

دوست دارم برای همیشه بخوابم تادیگه خبری از کابوس نباشه ...

دوست دارم برم حمام اینقدر زیر آب بمونم تا از حال برم ...

دوست دارم گریه کنم تا خوابم ببره ...

دوست دارم هیچی نشنوم ...

دوست دارم هیچی نگم ...

دوست دارم ...

نباشم ...

...

 

 

من و ما ...

برای فردا صبح ساعت رو تنظیم میکنی  تا بتونی سر وقت بیدار بشی ... همین که میخواهی از این محیط که چیزی به جز دود و ترافیگ و شلوغی وآدمای جورواجورو نداره به دنیای دیگه بری که از هیچ کدام از اینها خبری نیست یه دنیاست ...شاید  مسیر رفت و برگشتش  سخت باشه ولی می ارزه .

وقتی که میخواهی سوار اتوبوس شی کسی مراعات دیگری رو نمی کنه که آیا ایشون زود اومدند یا من ؟هرکی به هرکیه ... اگه بیایی متوجه نمیشی اول صف کجاست ؟  یا آخر صف کجاست ؟ اینقدر این بچه های ما مشتاقند که نمیذارند اتوبوس به ایستگاه برسه ... بدووووووووووو که رفتی ... با کمال ادب و احترام سوار میشن .!!! بله بله ...؟رفتی بالا میبینی نصف اتوبوس خالیه ... ولی هر جا که میخواهی بشینی میگن : ببخشید اینجا جا هستش الان دوستم میاد ... بله ...!!! نمی دونم این چه صیغه ایست ...؟؟؟ حالا هرکی جا گیرش اومد میشینه و حالشم میکنه ولی بیچاره بقیه که سرپا می ایستند . یا میشینند کف اتوبوس یا اینکه بالاخره به صندلی یکی تکیه میدند .

حالا ماجرای اتوبوس ...

بیشتریا موبایل به دست (مجهز به هندزفری ) دارن موسیقی گوش میدند و حالشم میکنند ... حالا کاری به نوع موسیقی نداریم ...

با احتمال صددرصد بلوتوث بیشتر موبایل ها روشن .... بلوتوث بده تا بدم ... ولی من توصیه میکنم که از این کارا نکنند چون یه دفعه دیدی اول صبحی یه چیزه خفنی میفرستند که دیگه ....!!!

بازار message هم این روزه کساد شده پس کاری نداریم ...

یا بعضی ها نصفه از خواب بیدار شدند و تا سوار اتوبوس میشن یه چرت یه ساعته میزنند ... توجه داشته باشید چــــــــــرت ...

بعضی ها بچه درسخون هستند و درس میخونند ...

با توجه به این که تو اتوبوس ما خبری از قسمت خواهران و برادران نیست هر روز تماشاخانه داریم ...اون هم با برنامه های زنده ...!!!

عوارضی رو که رد کردیم و از تهران دور شدیم دیگه از دود و شلوغی خبری نیست یه نفس عمیق میکشیم یا شاید هم میکشم ...بوی طبیعت به مشام میرسه ... گندم زار ، خونه های کاگلی ، دشتش ... شاید تو این مسیر فقط یکی دوتا گندم زار به چشم بخوره و یا دشتش دشت آن چنانی نباشه ... ولی واقعا زیبا هستند .  هر روز یه زیبایی خاصی میشه دید ... هر چیزی با همه سادگیش بازم زیباست فقط کافیه یه کمی عمیق نگاه کنی ...

این یک مطلب تبلیغی بود در مورد دانشگاه ....